|
سلام دوستاى گلم من دوباره برگشتم با کلى تغىىرات تو زندگىم بالاخره به هدفم رسىدم مىخوام ازاىن به بعد همه چى رو عوض کنم شاىدم اىن ساىتوببندم ىکى دىگه باموضوع پزشکى باز کنم من دىگه خانم دکترشدم
درك حقيقت ها در غفلت ورزيدن بر حقايق و تنها ماندنم در ميان خيل عظيم از آنهمه انسان كه از ترس فرداي حرف مردم دارند دنياي خودشان و ديگران را به بدترين شكل گرفتار تلخي مضاعف ميكنند! هرگاه در ترسيدن مقاومت نكني محكوم به تكرار اتفاقات تلخي هستي كه مشاهده آن تو را از ميان ميبرد اما آنچه صاحب افكار تلخ تو است باقي ميماند. وظيفه انسان واقعي در تكرار كردن نيست كه چه بسا انسان بايد هر چه كه ميتواند از تكرا بيهوده فرار كند و از آينده نوشته شده بگريزد اين معناي واقعي يك آينده زيباست نه گفتن و انتقاد بيهوده از يكطرف و از طرف ديگر دل سوزاندن به حال كسي كه براي خودش دل نسوزانده! جاي جاي اتاقمان بوي تعفن مردار گونه ميدهد از عظمت كلمه ها از بزرگي انديشه ها خبري در دست نيست و اين يعني ما چه بخواهيم چه نخواهيم مجبوريم كه در گرداب آن تعفن اسير باشيم ! گاهي از شدت تنهائي خودم فرار ميكنم به گوشه آن اتاق لحظه اي به كوچكي انديشه ها به بزرگي فكر گذشتگان و حتي اتفاق بزرگي كه ميتوانست زندگي من را به آينده اي بزرگ مبدل كند مي انديشم و اين روياي من آرامم ميكند اما سودي از اين محتوا حاصل نيست كه همه به نوعي در اين زندگي مرده اند گر چه دارند صداي زندگي و زنده بودنشان را منتشر ميكنند! تعفن حاصل فكر انسان متحركي است كه سالهاست مرگش را فرا رسانده اما باور ندارد كه مرده! براي عدالت كه در مورد آن كودك مفهومي ندارد چه بايد كرد عدالت هاتف كجاست در مورد كودكي كه آينده رنگ سرآبي بيش برايش نيست و نبوده! باور نميكني آنقدر تنها هستم كه دلم ميخواهد به فرار بزرگي چون ............ تقدگاهی از شدت درد خفه میشوم از سکوت کسی یارای من نیست تنهایم دعا در حق انسانیت لازم است
وقتي در پيچ و خم رفتن و ماندن بايد نماندن است آنگاه دلها درگير ماندن ميشود همه چيز بوي غم ميدهد و همه به دور نحيف ترين انسان زمان خويش ميچزخند كه گاهي اين چريدن است و اگر ديوانه وار بخواهم بگويم حقيقت در درديدن نهفته است نه ....! انسان تكريم حقوق انساني خود را در پرتو رنگ هاي هزار در هزار در پرتو بيزاري خودش از خود و رفتن كه مايه مباهات است از ماندن درد كسشيدن و تحمل نديدن خود كه هر چه تا ديروز برايش لذيذ بود حالا او را ذليل دقيقه ها كرده! و من فكر ميكنم چرا دوست همواره به دنبال راهي براي آسوده راحت شدن بود . چگونه بايد فهميد كه رفتن است كه تو را باقي خواهد كرد چرا نميفهمم كه سهم من از ماندن در جائي كه به آن متعلق نيستم چيست هر روز بيشتر از قبل احساس رفتن ميكنم و اين گاهي مرا آزار ميدهد از جنون بيرون نميروم كه جنونم گاه گاه در پرتو فكر كردن هايم بيرون ميخزد من نماد متحول شده انساني هستم كه با ديدن مرگ هزاران انسان ديگر قرار نيست زنده ماندن را تمرين كند من با ديدنم مرگ را آفريده ام نه براي ديگري كه مرگ يك راه بزرگ است در زندگي بالاي سنگها بالاي بلندي بي ارزش كه گاهي زير زمين خوابيدنم گرانتر از بالاي آن است چيزي كه كه من و ما با خنديدن به آن عمر مان را گذرانده ايم ....سياهي شب ترس هايم را رنگين تر ميكند تقديم به آنانكه جان مطلب را گرفته اند
خدايا بهم استقامت بده ! نميخوام كم بيارم. فقط تو ميدوني تو دلم چه آشوبيه و اطرافم چی می گذره.
خدایا دلم تنگ شده برای اون موقع هام که یه اغوش مهربون داشتم واسه این وقتا که داستان اشکامو براش بگم و خودمو خالی کنم ولی فکرکنم الان بهترین راه نوشتن باشه... خدایا نمیخوام ناشکری کنم می دونم همش یه حکمتی داشته ولی خب دلم گرفته چون نمی خواستم این طوری بشه، زندگی عذاب اورشده، هرروزم با اه و حسرت و ناله شروع می شه و به گریه ختم می شه ، شوخی های اطرافیانم یا حتی نیش و کنایه هاشون مثه خنجر تو قلبم فرو میره و همه ی ناراحتی یاموتو سرم میزنه. بهترین دوستمو از دست دادم یا یه جورایی ازش متنفر شدم هیچ وقت نمی تونم درکش کنم که چرا باهام این کارو کرد یعنی واقعا از اولم همین قدر زاسش ارزش داشتم که این جوری کنارم بذاره و این طوری شه..! وای مامانم... نمی خواستم انقد رنجش بدم و ناراحتش کنم . منه خودخواه با کارام تا حد مرگ رسوندمش از خودم ناامیدش کردم. اعتمادشو به من از دست داده الان به حدی رسیده که فکر میکنم ازم متنفره و پشیمونه که منو به این دنیا اورده L اخه منه خرچرا این کارارو میکردم پشیمونم... دیگه فکرنمی کردم توهم باهام قهر باشی با اینکه تو خونه ات انقد ازت خزاستمو التماس کردم کمک کنی لااقل با نتیجه کنکورم همه چی عوض شه نمی دونستم کنکورمو محکم تر می زنی تو سرم. خدایا از کارام پشیمونم چی کار کنم مثه گذشته دوسم داشته باشی طوری که مثه قدیما هرچی ازت بخوام کمکم کنی البته من که نمی دونم شایدم چون هنوزم دوسم داشتی این طوری شده وگرنه بدتر میشد نمی فهمم خیلی گیجم ولی این داستانا داره خفه ام میکنه این وضعیت به نظرخودم که دیگه غیر قابل تحمل شده. درستش کن خواهش میکنم
برخورد با افراد اعصاب خورد کن ما همواره با افرادی در زندگی مواجه می باشیم کـه درک کردن و مصاحبت با آنها تا حدودی دشوار است.ایـنـگـونـهافراد که از دید ما ممکن است غیر عادی بـه نظر آیـنـد، در همه جا وجود دارند و ما مجبوریم که به نوعی با آنها کنار بیاییم.
اسم شما چه رنگی است؟ شاید با خودتان بگویید مگر می شود اسم هم رنگ داشته باشد! اما این موضوع این روزها روانشناسان بسیاری را به مطالعه وا داشته است.به گفته آنان همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگ ها هستیم. حتی اسم هر کس دارای رنگی است که این رنگ می تواند زندگی او را تحت تاثیر قرار دهد! این که شما بدانید برای اسم تان رنگ مخصوصی وجود دارد و میتوانید راز شخصیتی خود را از لا به لای آن دریابید مطلب جدیدی در روانشناسی رنگ هاست. رابطه بین حروف و رنگ ها یه صورت زیر بیان شده است: ۱- قرمز: ش ج س الف برای این که با چگونگی موضوع آشنا شوید یک مثال میآوریم: مثال : لیلا جلالی حالا اسم شما چه رنگی است؟
قانون صف:
سلام دوستای گلم من دوباره اومدم
اينم يک مطلب جالب درباره آقایان
سلام به دخترای عزیز و دوست داشتنی
از نظرای قشنگتون ممنونم من تا آخر امتحانا نمی تونم آپ کنم دلم براتون تنگ میشه فعلا بای
هدفهاي آموزشي: کلاسهاي آمادگي دايم براي مردان تا عضوي از بدنشان به نام مغز را فعال کنند، عضوي که آنان منکر وجود آن هستند.
اگه گفتی این خانم مجری چرا اینقدر شاد و خوشحاله؟؟؟!!! به عکس دوم هم یه نگاهی بنداز . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . یه وقت به سرتون نزنه مجری بشین ها مگر اینکه بهش سختی کار هم تعلق بگیره
یک جوان می زیست اطراف ونک موقع هر انتخابی دو به شک
من خودم از زبون یه پسر شنیدم که گفت ماپسرا واسه رسیدن به هدفمون(....
عشقا شدن خیابونی تو جوبی اول صبح تا آخر غروبی
دختر ها: ۱- توی ماهیتابه روغن میریزن. ۲-اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنند ۳-تخم مرغ ها رو میشکنند و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن. ۴-چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنند. پسرها: ۱-توی کابینت های بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن... ۲-چند تا فحش میدن ۳- توی کابینت های پایینی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن و بالاخره پیداش میکنن ... ۴-چند تا فحش میدن. ۵-ماهیتابه رو روی اجاق میندازن ۶-توی ماهیتابه روغن میریزن ۷-توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن ۸-یه دونه تخم مرغ پیدا میکنند ۹- چند تا فحش میدن ۱۰-دنبال کبریت میگردن ۱۱-با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره ۱۲-ماهیتابه رو میشورن(بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد)(!) ۱۳-ماهیتابه رو روی گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن... ۱۴-تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن... ۱۵- چند تا فحش میدن و لباس میپوشن ۱۶-میرن سراغ بقالی سر کوچه و ۲۰ تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن ۱۷- تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو تا آخر زیاد میکنن ۱۸-روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن میریزن ۱۹-تخم مرغ ها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن ۲۰-دنبال نمکدون میگردن ۲۱- نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن ۲۲-دنبال کیسه ی نمک میگردن و بالاخره پیداش میکنن ۲۳-نمکدون رو پر از نمک میکنن ۲۴-صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزین ۲۵-نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن ۲۶-بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه ۲۷-چند تا فحش میدن و تخم مرغ های سوخته رو توی سطل میریزن ۲۸-توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن ۲۹-با چنگال فلزی تخم مرغ ها رو هم میزنن ۳۰-صدای گل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون ۳۱-سریع بر میگردن توی آشپزخونه ۳۲-تخم مرغهایی که با ذرات تفلن کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن ۳۳- ماهیتابه رو میندازن توی سینک ۳۴-دنبال ظروف مسی میگردن ۳۵-قابلمه ی مسی رو روی اجاق میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن ۳۶- چند دقیقه به تخم مرغ ها زل میزنن ۳۷-یاد نمک میفتن و میرن نمک دون رو از کنار تلویزیون بر میدارن ۳۸-چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن ۳۹-یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه... ۴۰-روی باقیمانده ی تخم مرغی که توی آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن ۴۱-چند تا فحش میدن و بلند میشن ۴۲-نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن ۴۳-قابلمه رو بر میدارن و بلافاصله ولش میکنن ۴۴-چند تا فحش میدن و انگشتاشون که سوخته رو زیر آب میگیرن ۴۵-به سمت قابلمه میرن و با کمال عصبانیت یه لگد بهش میزنن ۴۶-چند تا فحش میدن و انگشتای پاشونو که درد گرفته میگیرن و لی لی کنان اینور اونور میرن ۴۷-همین لحظه پاشون میره روی نیمروهایی که روی زمین پهن شدن و با نشیمنگاهشون زمین میخورن ۴۸-چند تا فحش میدن ۴۹-به دستشویی میرن و بعد از چند ماه پاهاشون رو میشورن. ۵۰- با یه تی تمام کثافت کاری ها رو زیر یه کابینت هل میدن ( بالاخره مامانه پیداش میشه که تمیزشون کنه)(!) ۵۲-میان از در اشپزخونه بیرون برن که پاشون میگیره به همون دیگ مسی و و باکله میرن تو دیوار ۵۳ـچندتا فحش میدن ۵۴-با عصبانیت دیگ مس رو بر میدارن و از پنجره پرتش میکنن بیرون... ۵۵-صدای یه آخ بلند مياد و صاحب صدا فحش رو ميگيره بهشون اونها هم هرچي فحش بلدن رو ميكشن به هيكل طرف ۵۶-صداي زنگ در مياد به طرف در ميرن و در رو باز ميكنن.ميبينن يكي هم هيكل رضازاده جلوشون ايستاده و بغل سرش هم يه برامدگي بزرگ چشمك ميزنه... ۵۷-بي خيال نيمرو و هر چي كه هست ميشن و ترجيح ميدن يه چرت بخوابن ولي با وجود بادمجون گنده اي كه زير چشمشونه اين كار خيلي سخته ... ۵۸-چند تا فحش ميدن ۵۹-به صداي بادي كه توي گوششون ميپيچه توجه نميكنن و ميخوان بخوابن ۶۰- بعد از يه ربع احساس ميكنن بوي گاز توي خونه پيچيده ... ۶۱-چند تا فحش ميدن بلند ميشن و ميرن به آشپزخونه و چراغ رو روشن ميكنن ۶۲- قبل از اينكه چراغ جرقه بزنه فقط ميتونن فحش بدن و يادشون بياد كه گاز رو خاموش نكرده بودن چون خونه منفجر ميشه و اونا به ملكوت اعلی ميپيوندند ديگه نميتونن چند تا فحش بدن و حسرت به دلشون ميمونه... شاد باشین دخترا و تا میتونین به این اوسکلها بخندین
دخترای گل وخوشگل نظر یادتون نره
اساتید و بزرگان ادبیات فارسی برای اینکه در آینده ای نه چندان دور، بعضی از ضرب المثل های اصیل ایرانی - به علت وجود بعضی از لغات و اصطلاحات - از بین نروند، تصمیم گرفتند که برخی از این ضرب المثل ها را به گونه زیر بازسازی کنند: بیفستراگانوفه خالته، بخوری پاته نخوری پاته! موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست! آب در "آب سرد کن" و ما تشنه لبان می گردیم! آب که سر بالا میره، قورباغه "هوی متال" میخونه!!! پرادو سواری دولا دولا نمیشه! نابرده رنج گنج میسر نمی شود --- مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد "کافی میت" نخورده و دهن سوخته! اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن! گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی! پاتو از پارکتت درازتر نکن! هری پاتر آخرش خوشه! قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم! گیرم پاپی تو بود فاضل --- از فضل پاپی تو را چه حاصل ندیدیم اورانیم ولی دیدیم دست مردم! ادکلن آن است که خود ببوید --- نه آنکه فروشنده بگوید ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه! بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار میاد! یا منچستریه منچستری یا رُمیه رُمی(AS Rom) سرش بوی پیتزای سبزیجات میده!!! آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب!
یادم میاد وقتی که راهنمایی میرفتم دخترهایی که دوست پسر داشتن، به معنی پسری که از در مدرسه تا سرکوچشون همراهمیشون می کرد به اون دختره می گفتن خراب. یه خرده بعدتر این قضیه عادی شد ولی اگه دختره پسره رو بوسیده بود و یا گذاشته بود پسر اون رو ببوسه دختره خراب بود. بعدش اگه دختره با دوست پسرش که عاشقش بود می خوابید بهش می گفتن دختره خرابه. حالا چی؟ هنوز هم تو شهرستانهای کوچیک دختره دوست پسر داشته باشه خرابه؟ و تو شهرهای بزرگتر اگه با دوست پسرش بخوابه؟ و یا دختری که با چند نفر تا حالا خوابیده خرابه؟ راستی تا حالا شنیدید کسی بگه پسر خرابه؟ بدترین چیزی که من از شنیدم اینه که پسره ب.. در روه؟ که البته شنیدم در عالم پسرها این یک افتخار حساب میشه. میگن زنها همیشه قایم می کنن با چند مرد رابطه داشتن چون جامعه کاملا نسبت به اونها قضاوت منفی خواهد داشت. ولی پسرها با افتخار تعداد واقعی رو چند برابر هم میکنن چون اینطور قضاوت میشه که کارشون درسته. نظر یادتون نره می خوام نظر پسرا رو بدونم چیه
پسرا ژل میزنن به اون موهاشون عینک میزنن به اون چشاشون اوا خاک بر سراشون ریمل میزنن به اون چشاشون ماتیک می مالن به اون لباشون اوا خاک بر سراشون کراوات میزنن اون خوشگلاشون واسه دوست دختراشون اوا خاک بر سراشون کلاسور میزارن زیر بغلاشون یه کت میپوشن قد باباشون یکم ریش میزارن نوک چونه هاشون پرفسور میشن جون ننه هاشون اوا خاک بر سراشون شاعر:مرحوم خدا بیامرز زنده یاد خدا رحمتش کنه
سلام امروز خواستم یه حال به شما (مخصوصاً پسرها) پشت کنکوری های عزیز بدم. به همین خاطر با یکی از فامیلامون که مسئول طراحی سوالات امساله صحبت کردم و چند تا از سوال ها رو گرفتم.برید حال کنید. تذکر آيين نامه اى: ۱- از خوردن قلم پرهيز کنيد. ۲- از تا کردن٬ مخدوش کردن٬سابيدن٬ ليس زدن و موشک درست کردن پاسخنامه خودداری نماييد. ۳- کيک به تعداد لازم خريداری شده است٬ از گدا گشنه بازی پرهيز کنيد! ۴- آماده! اکشن!!! ۱) کداميک از فرمايشات لقمان حکيم به فرزندش می باشد؟ الف) فرزندم خداوند پرهيزکاران را دوست دارد. ب) فرزندم خداوند پرهيزکاران را دوست ندارد! ج) پدرسگ مگه من سر گنج نشستم؟ د) شيرمو حلالت نمی کنم اگه يه بار ديگه اين پری ورپريده رو سوار ماشينت کنی! ۲) مرواريد خليج فارس؟ الف) کيش ب)پيشته ج) چخه د) مااااوووو(صدای گربه بعد از دمپايی خوردن ) ۳) بزرگترين هواپيمای مسافربری جهان؟ الف) بوئينگ(Booing) ب) بوئينگ کوچولو (Booing 345) ج) بوئينگ بزرگ(Booing707) د) باز کن اون پنجره رو! خفه شديم از بوش !! ۴) خواننده ی تپل ترک؟ الف) سيبيل کن ب) سيبيل تراش ج) ريش تراش د) سه بيل و سه خاک انداز تراش (Mach 3) ۵) کداميک يک تيم اسپانيايی است؟ الف) اتلتيکو بيل بااو ب) اتلتيکو کلنگ با من ج) اتلتيکو خاک انداز هم با من د) اتلتيکو! پس تو چه غلطی می کنی؟ ۶) نامزد خوش خنده ی آخرين دوره رياست جمهوری؟ الف) کرروبی ب) کورپاک کنی ج) کچل شويی د) همه ی موارد! ۷) نژاد مردم ساکن کرواسی؟ الف) کروات ب) پاپيون ج) دستمال گردن د) هيچکدام(يقه وطنی ) ۸) کداميک جز خبرگزاريهای داخلی نيست؟ الف) ايلنا ب) ايسنا ج) خاله نسرين اينا د) ای شرتی بزن پرس! (افتاد؟ ) ۹) فوتباليست انگليسی؟ الف) اندی کول ب) اندی زيربغل ج) اندی سرشانه د) اندی مرسی هيکل ۱۰) از سازهای موسيقی که همنشينی با مبتديان اين رشته توصيه نمی شود؟ الف) ساکسيفون ب) کوله پشتی سيفون ج) چمدون سيفون د) کيف پول سيفون ۱۱) بازيکن تيم ملی عربستان؟ الف) احمد الدوساری ب) حسن السه تبريز ج) غضنفر الچهار قزوين د) قلی ال اِن سانفرانسيسکو ۱۲) رئيس جمهور کوچولوی روسيه؟ الف) پوتين ب) صندل ج) دمپايی د) نزن بابا رفتم !!! ۱۳) .................. بى تو سردمه ؟ الف) بخارى ب) پتو ج) آرش د) دى جى على گيتور !! حال کردین؟؟؟؟؟ نظر بدین دیگه!!!!! شاد باشین دخترا و تا جایی که ممکنه به این اوسکل ها بخندین...
خواستگاري از گذشته تا به امروز: يک هفته پس از خلقت آدم: پانصد سال پس از خلقت آدم: دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم: ده سال قبل: هم اکنون:
پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه. وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه. ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی میکنه. مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه. به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه. برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم. به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو ، آی کیف می کنه که مرد شده . دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه. خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) . شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ... (این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد. هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ...... کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه. پس اول از همه موهاشو بلند می کنه. بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه. بعدشم یه دمب اسبی و... تمام. "هدف ما جلب رضایت شماست" این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره. سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی... موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره. نماد خودشه و دختری که انشالا اونروز باهاش آشنا می شه. عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟ یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه . بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا . اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و... اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن. می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری... می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره . بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان... که می فهمن بله... آقا ایدز داره. وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه : دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم ...
من نمی دونم این پسرا چرا تو کارایی که به اونا مربوط نیست دخالت می کنن لطفا اسم وبلاگو بخونید بعد نظر بدید هر وقت از شما سوال شد جواب بدید و نظرتونو برای خودتون نگهدارید ضمنا من پسرارو لایق نمی دونم که حتی وقت با ارزشمو براشون بذارم و جواب نظرایه احمقانشونو بدم پپس خودتونو خسته نکنید
این بلا به سرتون میاد
اين يک بيماري مسري در پسران است. اگر برادر و يا دوستپسر و يا پسر شما اين بيماري را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند. پس براي جلوگيري از اين بيماري اگر کسي را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.
خصوصیات پسرها وقتی عاشق می شوند:
سلام روز بزرگ دخترو به همه تبریک میگم روز پسر نداریم که دلتون بسوزه روز دخترمبارک
ضد حال به پسرا یعنی این!!؟
روش هايي براي حالگيري از پسران البته اقايون زياد ناراحت نشن
چرا روان درمانی مردها کمتر از زنها طول میکشه؟
برین ببینم با عکسا حال می کنین؟ گربه رو باید دم حجله کشت.... اینم سیر تکامل پسرا دختر ها و پسر ها... برای آپ تو دیت شدن چه کنیم؟ دخترا وقتی پسرا بهشون کادو می دن اونا رو چه شکلی فرض می کنن؟
30 - چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟ نظر یادتون نره عزیزان
اگرپسري بر ضد دخترها حرفي زد بدونيد پسرای محترم لطفا فحش ندید که حوصله شما گاگول هارو ندارم!
امروز می خوام یه حاله اساسی از پسر های محترم بگیرم هنگام خوندن مطلب پایین خوردن سه چهار ده بیست تا قرص آسپیرین و به همراه داشتن یه لیوان آبخنک نه برای خوردن بلکه برای مواقعی که جوش میارید(رو سرتون بریزید) لازم است اگه در خانواده ی شما مرگ ومیر بر اثر سکته یا نارسایی قلبی و .. هست اصلا نخونید خوب بریم سره اصل مطلب جریان اون گوسفندس که یه بچه شبیه سازی شده به دنیا اورد(همون گوسفند سیاهه که هر شب تو اخبار نشونش میدن)معروف شد گوسفنده!!!!!!!!زده رو دسته ممد گلزار!!! حالا این چه ربطی به ضد پسر داره؟؟؟!!!! خوب IQها این یعنی با پیشرفت علم دارن مرد ها رو از زندگی زن ها حذف می کنن!!!! ای میبینم که اگه رو انسانها امتحان کنن نسلتون منقرض میشه!!!! بهتر چه خوب آقا امروز تو کلاس داشتیم بحث می کردیم یکی از بچه ها گفت خوب اگه این کار عملی شه پس دیگه مرد ها به چه درد میخورن؟؟؟؟ منم گفتم به درده باز کردن در شیشه نوشابه شیشه مربا و... معلممون ترکیده بود از خنده برگشت یه حاله اساسی به ضد پسر ها داد میدونی چی گفت گفت این زور و قدرت و هم مردا از زن ها دارن!!!!!!!!! نمیدونم بر چه اساسی اینو گفت ولی این یعنی زن ها قوی ترن و حالا چرا ما فکر می کنیم مردا قوی هستند چون زن ها از اون ابتدا یه لطفی به این موجود بی خاصیت کردن اونم اینه که به کار های ظریف پرداختند!!!و مرد ها هم نظیر آدم رفتند شکار و ... حالا فکر کن زن ها کارای خشن می کردن اه اه چی می شد اون موقع بود که میشد واژه ی سوسک و برای آقایووون به کار برد البته الان هم میشه!!!!!! خوب سوسک های محترم خوش گذشت امید وارم به جای اینکه فشارتون بالا پایین رفته باشه یه ریزه خندیده باشید قربونم برین!!!مهسا جون
قیافه پسران باکلاس ویژگی پسران پشت کنکوری 1. عینکی بودن ... 2. پلاس بودن دم در کتابخانه ها ... 3. سه هقته یک بار حمام کردن ... 4. بجه مثبت جلوه کردن در همه جا ... 5. نتراشیدن ریش وسبیل به اندازه کافی ... 6. چشما از حدقه بیرون زده ... 7. در دست داشتن کتاب های قطور ... 8. مهمانی نرفتن .... بمانذ که چیزی به اسم کامپیوتر نمی شناسند
نمی دونم درسته که این حرفامو این جا بزنم یا نه ولی راه دیگه ای پیدا نکردم قابل توجه بعضی ها که اصولا خودشیرینن و وقتی ۴ نفر اونارو جون خطاب کنه دست و پاشونو گم می کنن و یادشون می ره کجا هستن و چی کار میکنن من اصلا برام مهم نیست که کی به من نظر می ده و چی می نویسه حتی ممکنه هفته ها بگذره و من یادم بره وبی هم داشتم و قراره کسی هم به من نظر بده یا نه فقط چیزی که برام مهمه اینه که رو قولی که دادم وحرفی که زدم باشم و خودمو به خاطر یه وبه الکی خراب نکنم
اینم عشقه از دیدگاه آدمای مختلفه.......
این متن رو با چه سرعتی می تونید بخونید؟
با عرض سلام خدمت دخترای خوشگل آنتی پسر اینم چندتا اس ام اس که امیدوارم خوشتون بیاد نظر یادتون نره ۱.اونقدر كه مادرشون میگه، خوش تیپ باشن 2.اونقدر كه بچه شون میگه، پولدار باشن 3.اونقدر كه زنشون شك داره ، زن داشته باشن ! اللهم ارزقنا حوریا تک دانه و کم توقعا و والدینها رو به موتا و جهیزیتها کامله و کدبانوا فی اامورالمنزل و تسلیما لخشمنا و خدمتنا الهی ! به مردان درخانه ات. به آن زن ذلیلان فرزانه ات . به آنانكه در بچه داری تكند. یلان عوض كردن پوشكند . به آنانكه باذوق وشوق تمام . به مادرزن خود بگویند : مامان . به آنانكه دامن رفو میكنند. زبعد رفویش اتومیكنند. به آن قرمه سبزی پزان قدر . به آن مادران به ظاهرپدر . الهی ! به آه دل زن ذلیل . به آن اشك چشمان ممد سبیل ! كه ما را براین عهد كن استوار! ازاین زن ذلیلی مكن بركنار.
شباهت پسرا با ايرانسل !!! 1- خيلي ارزون هستند 2- زياد اعتبار ندارند 3- دل خوش كنكند 4- مفت نمی ارزن 5- كلاستو اساسی ميارن پايين ۶- يه عده برای داشتنش سر و دست می شکنن ۷- وقتي به دستش آوردی تازه می فهمی چه کلاهی سرت رفته.
با سلام خدمت دختران خوشگل و گل و گلاب. امروزم درخدمتون هستم با یه حالگیری جالب. با من باشید. خبرنگار : خانمی چندین سوال از خانمها. ۱- فرق سگ داشتن با شوهر داشتن چیه؟! سگ گند میزنه به فرشت ، مرد گند میزنه به زندگیت! ۲- چرا مغز مردها گرونتر از مغر خانمهاست؟! چون خانمها از مغزشون استفاده کردند! ۳- چرا خانمها بیشتر از اقایون حرف میزنند؟! چون برای فهموندن یه حرف به مرد باید اونو دوبار بگیم. ۴- وقتی میبینیم شوهرمون توی حیاط داره زیگ زاگ راه میره چیکار کنیم؟! هیچی، باید هدف گیریتو بهترکنی و به شلیک کردن ادامه بدی. |