دختر ایرونی

سلام دوستاى گلم

من دوباره برگشتم با کلى تغىىرات تو زندگىم بالاخره به هدفم رسىدم 

مىخوام ازاىن به بعد همه چى رو عوض کنم شاىدم اىن ساىتوببندم ىکى دىگه باموضوع پزشکى باز کنم 

من دىگه خانم دکترشدم

+نوشته شده در ساعتتوسط غریبه | |


درك حقيقت ها در غفلت ورزيدن بر حقايق و تنها ماندنم در ميان خيل عظيم از آنهمه انسان كه از ترس فرداي حرف مردم دارند دنياي خودشان و ديگران را به بدترين شكل گرفتار تلخي مضاعف ميكنند! هرگاه در ترسيدن   مقاومت  نكني محكوم به تكرار اتفاقات تلخي هستي كه مشاهده آن تو را از ميان ميبرد اما آنچه صاحب افكار تلخ تو است باقي ميماند. وظيفه انسان واقعي در تكرار كردن نيست كه چه بسا انسان بايد هر چه كه ميتواند از تكرا بيهوده فرار كند و از آينده نوشته شده بگريزد اين معناي واقعي يك آينده زيباست نه گفتن و انتقاد بيهوده از يكطرف و از طرف ديگر دل سوزاندن به حال كسي كه براي خودش دل نسوزانده! جاي جاي اتاقمان بوي تعفن مردار گونه ميدهد از عظمت كلمه ها از بزرگي انديشه ها خبري در دست نيست و اين يعني ما چه بخواهيم چه نخواهيم مجبوريم كه در گرداب آن تعفن اسير باشيم ! گاهي از شدت تنهائي خودم فرار ميكنم به گوشه آن اتاق لحظه اي به كوچكي انديشه ها به بزرگي فكر گذشتگان و حتي اتفاق بزرگي كه ميتوانست زندگي من را به آينده اي بزرگ مبدل كند مي انديشم و اين روياي من آرامم ميكند اما سودي از اين محتوا حاصل نيست كه همه به نوعي در اين زندگي مرده اند گر چه دارند صداي زندگي و زنده بودنشان را منتشر ميكنند! تعفن حاصل فكر انسان متحركي است كه سالهاست مرگش را فرا رسانده اما باور ندارد كه مرده!  براي عدالت كه در مورد آن كودك مفهومي ندارد چه بايد كرد عدالت  هاتف كجاست در مورد كودكي كه آينده رنگ سرآبي بيش برايش نيست و نبوده! باور نميكني آنقدر تنها هستم كه دلم ميخواهد به فرار بزرگي چون ............

تقدگاهی از شدت درد خفه میشوم از سکوت

کسی یارای من نیست تنهایم

دعا در حق انسانیت لازم است

+نوشته شده در ساعتتوسط غریبه | |

 

وقتي در پيچ و خم رفتن و ماندن بايد نماندن است آنگاه دلها درگير ماندن ميشود همه چيز بوي غم ميدهد و همه به دور نحيف ترين انسان زمان خويش ميچزخند كه گاهي اين چريدن است و اگر ديوانه وار بخواهم بگويم حقيقت در درديدن نهفته است نه ....!

انسان تكريم حقوق انساني خود را در پرتو رنگ هاي هزار در هزار در پرتو بيزاري خودش از خود و رفتن كه مايه مباهات است از ماندن درد كسشيدن و تحمل نديدن خود كه هر چه تا ديروز برايش لذيذ بود حالا او را ذليل دقيقه ها كرده! و من فكر ميكنم چرا دوست همواره به دنبال راهي براي آسوده راحت شدن بود . چگونه بايد فهميد كه رفتن است كه تو را باقي خواهد كرد چرا نميفهمم كه سهم من از ماندن در جائي كه به آن متعلق نيستم چيست هر روز بيشتر از قبل احساس رفتن ميكنم و اين گاهي مرا آزار ميدهد از جنون بيرون نميروم كه جنونم گاه گاه در پرتو فكر كردن هايم بيرون ميخزد من نماد متحول شده انساني هستم كه با ديدن مرگ هزاران انسان ديگر قرار نيست زنده ماندن را تمرين كند من با ديدنم مرگ را آفريده ام نه براي ديگري كه مرگ يك راه بزرگ است در زندگي بالاي سنگها بالاي بلندي بي ارزش كه گاهي زير زمين خوابيدنم گرانتر از بالاي آن است چيزي كه كه من و ما با خنديدن به آن عمر مان را گذرانده ايم ....سياهي شب ترس هايم را رنگين تر ميكند

تقديم به آنانكه جان مطلب را گرفته اند

+نوشته شده در ساعتتوسط غریبه | |

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در ساعتتوسط غریبه | |

خدايا

بهم استقامت بده !

نميخوام كم بيارم.

فقط تو ميدوني تو دلم چه آشوبيه و اطرافم چی می گذره.

+نوشته شده در ساعتتوسط غریبه | |

خدایا دلم تنگ شده برای اون موقع هام که یه اغوش مهربون داشتم واسه این وقتا که داستان اشکامو براش بگم و خودمو خالی کنم ولی فکرکنم الان بهترین راه نوشتن باشه...

خدایا نمیخوام ناشکری کنم می دونم همش یه حکمتی داشته ولی خب دلم گرفته چون نمی خواستم این طوری بشه، زندگی عذاب اورشده، هرروزم با اه و حسرت و ناله شروع می شه و به گریه ختم می شه ، شوخی های اطرافیانم یا حتی نیش و کنایه هاشون مثه خنجر تو قلبم فرو میره و همه ی ناراحتی یاموتو سرم میزنه.

بهترین دوستمو از دست دادم یا یه جورایی ازش متنفر شدم  هیچ وقت نمی تونم درکش کنم که چرا باهام این کارو کرد یعنی واقعا از اولم همین قدر زاسش ارزش داشتم که این جوری کنارم بذاره و این طوری شه..!

وای مامانم...

نمی خواستم انقد رنجش بدم و ناراحتش کنم . منه خودخواه با کارام تا حد مرگ رسوندمش از خودم ناامیدش کردم. اعتمادشو به من از دست داده الان به حدی رسیده که فکر میکنم ازم متنفره و پشیمونه که منو به این دنیا اورده L

اخه منه خرچرا این کارارو میکردم پشیمونم...

دیگه فکرنمی کردم توهم باهام قهر باشی با اینکه تو خونه ات انقد ازت خزاستمو التماس کردم کمک کنی لااقل با نتیجه کنکورم همه چی عوض شه نمی دونستم کنکورمو محکم تر می زنی تو سرم.

خدایا از کارام پشیمونم چی کار کنم مثه گذشته دوسم داشته باشی طوری که مثه قدیما هرچی ازت بخوام کمکم کنی البته من که نمی دونم شایدم چون هنوزم دوسم داشتی این طوری شده وگرنه بدتر میشد نمی فهمم خیلی گیجم ولی این داستانا داره خفه ام میکنه این وضعیت به نظرخودم که دیگه غیر قابل تحمل شده.

درستش کن خواهش میکنم

  

+نوشته شده در ساعتتوسط غریبه | |

برخورد با افراد اعصاب خورد کن

ما همواره با افرادی در زندگی مواجه می باشیم کـه درک کردن و مصاحبت با آنها تا حدودی دشوار است.ایـنـگـونـهافراد که از دید ما ممکن است غیر عادی بـه نظر آیـنـد، در همه جا وجود دارند و ما مجبوریم که به نوعی با آنها کنار بیاییم.
در زیر به برخی از خصوصیات این افراد اشاره میکنیم:
1- آدم فضول:
به زندگی همه سرک میکشد - مانند یک نـگهـبـان سمج در امور دیگران مداخله می کند - شایـعـه پراکنی میکند.
2- همیشه مخالفت کننده:
سـلـطه جـو - پرخاشگر - قلدر - با همه چـیـز در ضـدیـت میباشد.
3- مردد:
عـدم صـراحـت - تـصـمـیـم گـیری را به تعویق می اندازد - مـسـایـل را نـادیـده میگیرد.
4- همیشه شاکی:
مدام شکوه و گلایه کرده اما هیچ کار مثبتی انجام نمیدهد.
5- بدبین:
منفی باف - منتقد - همیشه میگوید:این کار عملی نیست.
6- تـنبل:
تـرسو است و از ریسک کردن واهمه دارد - بـی روح وخسته کننده اسـت - در برابر تغییر و تحول مقاومت می کند.
7- عقل کل:
مصمم و رقابت جو - تحمیل کننده و از خود راضی - دیگران را احمق فرض میکند.
8- تظاهر به خوبی:
نـیـاز مـبرمی به توجه و مورد پذیرش قرار گرفـتـن از سوی دیگران دارد - در تنهایی فرد کاملا متفاوتی است - مقابل دیگران تظاهر به نجابت میکند.
9- فضایی:
در دنیای خودش زندگی می کند - به مـحرک هـای مـعمولی واکنش نشان نمیدهد -متفاوت با دیگران - نا امید کننده.
10- انفجاری:
غیر قابل پیشبینی - فریاد میکشد و دیگران را مرعوب کرده و ایجاد تنش میکند - بی احساس - عصبی و بدون کنترل.
11- سوء استفاده گر:
دیگران را برای رسیدن به اهدافش فریب میدهد - از مسئولیت طفره میرود - با القاء احساس گناه، دیگران را متقاعد میسازد.
12- زیاد گریه کن:
تـمایـل بـه گـریه و اخم - با بدخلقی، دمدمی مزاجی و بـر انگیختن احساس ترحم دیگران را کنترل می کند - یا با سکـوت طـولانی مـدت بـه مـقـصـود خـود میرسد - بی مسئولیت و زودرنج میباشد - مانند کودکان رفتار میکند.
13- قربانی شده:
منفی ترین نگرش را به زندگی دارد - تمایل به دامن زدن به زیانها، بلاها و مشکلاتش دارد - احساسات منفی بسیار را به دوش میکشد.
14- طعنه زن:
هـمیشه دیگران را تمـسخر کـرده و با سـخـنان نـیـشدار و طـعـنـه آمـیـز دیگران را تحقیر میکند.
اکنون برای مقابله با افراد مذکور از راهکارهای ذیل بهره ببرید:
روشهای برخورد با افراد مخل اعصاب
1- اعتماد بنفس خود را از دست ندهید.
2- به خاطر داشته باشید که واکنش شدید تنها کارها را بغرنج تر و وخیم تر میکند.
3- انتظارات واقع بینانه داشته باشید. کاری از فرد نخواهید که قادر به انجامش نباشد.
4- از تـغییر دادن فرد خودداری ورزید. بپذیرید که قادر به تغییر دادن وی نمی بـاشـیـد امـا می توانید واکنش خود را نسبت به رفتار وی تغییر دهید.
5- اجـازه نـدهیـد شـما را بـازی دهـد. مـمـکن است با بـرانـگیـخـتـن احـساس گـنـاه و یا مسئولیت از شما سوء استفاده کند. از بازیهای احساسی وی بر حذر باشید.
6- خود را برده او نکنید. با خود صادق باشید و بیاموزید که چگونه " نه" بگویید.
7- روحـیـه و رویـه منـاسب خـود را حـفظ کنید. حفظ آبرو و اعـتـبار از دشـوارتـریـن کـارهـا می باشد. اجازه ندهید خشم، نفرت و تلخکامی ریشه بدوانند.
8- بی درنگ با فرد مقابله کنید. با به تعویق انداختن مقابله با فرد، تنها مسئله را وخیم تر میگردانید.
9- رحم و شفقت جوانمردانه ای را از خود نشان دهید. اما برای مقابله با دیگران باید به نکات زیر نیز توجه کافی مبذول دارید:
1- مقابله شما در خلوت و خصوصی باشد نه در انظار عمومی.
2- به محض برخورد نامناسب با فرد مقابله کنید. مقابله را به تاخیر نیندازید.
3- تنها در مورد یک موضوع در آن واحد بحث و گفتگو کنید.
4- هنگامی که نظر خود را بیان کردید دیگر آن را مرتبا تکرار نکنید.
5- تنها به رفتار فرد اشاره کنید نه خود فرد.
6- از طعنه زدن بپرهیزید.
7- از بکارگیری واژه های"همیشه" و "هیچ وقت" بپرهیزید.
8- انتقاد خود را در قالب پیشنهاد و یا پرسش مطرح سازید.
9- از آنکه با فرد مقابله کرده اید پوزش نخواهید.
10- تعریف و تمجید را فراموش نکنید.

+نوشته شده در ساعتتوسط غریبه | |

اسم شما چه رنگی است؟

شاید با خودتان بگویید مگر می شود اسم هم رنگ داشته باشد! اما این موضوع این روزها روانشناسان بسیاری را به مطالعه وا داشته است.به گفته آنان همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگ ها هستیم. حتی اسم هر کس دارای رنگی است که این رنگ می تواند زندگی او را تحت تاثیر قرار دهد! این که شما بدانید برای اسم تان رنگ مخصوصی وجود دارد و می‌توانید راز شخصیتی خود را از لا به لای آن دریابید مطلب جدیدی در روانشناسی رنگ هاست. رابطه بین حروف و رنگ ها یه صورت زیر بیان شده است:

۱- قرمز:           ش      ج       س      الف
۲- نارنجی:‌ ‌‌‌       ت       ث      ک        ب
۳- زرد:             ی       ل       ص      ض
۴- سبز:    ‌        و        م       د         ژ
۵- آبی:            چ        ن       ط        ظ
۶- نیلی:           ح        خ       ف        -
۷- بنفش:         ع        پ      غ         -
۸- صورتی:         ز       ق       ه         -
۹- طلایی:         ر        ذ       گ        -

برای این که با چگونگی موضوع آشنا شوید یک مثال می‌آوریم:

مثال : لیلا جلالی
ل۳  ی۳   ل۳   الف۱  ج۱  ل۳  الف۱  ل۳  ی۳
سپس اعداد را با هم جمع می‌کنیم:
۲۱=۳+۳+۱+۳+۱+۱+۳+۳+۳
باز هم دو عدد را با هم جمع می‌کنیم:
۳=۱+۲ عدد ۳ مربوط به رنگ زرد است.

حالا اسم شما چه رنگی است؟

+نوشته شده در ساعتتوسط غریبه | |

قانون صف:
اگر شما از يک صف به صف ديگري رفتيد، سرعت صف قبلي بيشتر از صف فعلي خواهد شد.

قانون تلفن:
اگر شما شماره اي را اشتباه گرفتيد، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود.

قانون تعمير:
بعد از اين که دست تان حسابي گريسي شد، بيني شما شروع به خارش خواهد کرد.

قانون کارگاه:
اگر چيزي از دست تان افتاد، قطعاً به پرت ترين گوشه ممکن خواهد خزيد.

قانون معذوريت:
اگر بهانه تان پيش رئيس براي دير آمدن پنچر شدن ماشين تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشين تان، ديرتان خواهد شد.

قانون حمام:
وقتي که خوب زير دوش خيس خورديد تلفن شما زنگ خواهد زد.

قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با يک آشنا وقتي که با کسي هستيد که مايل نيستيد با او ديده شويد افزايش مي يابد.

قانون نتيجه:
وقتي مي خواهيد به کسي ثابت کنيد که يک ماشين کار نمي کند، کار خواهد کرد.

قانون بيومکانيک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با ميزان دسترسي آن نقطه نسبت عکس دارد.

قانون تئاتر:
کساني که صندلي آنها از راه روها دورتر است ديرتر مي آيند.

قانون قهوه:
قبل از اولين جرعه از قهوه داغتان، رئيس تان از شما کاري خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول
خواهد کشيد.

+نوشته شده در ساعتتوسط غریبه | |

سلام دوستای گلم من دوباره اومدم

 










+نوشته شده در ساعتتوسط غریبه | |